به گزارش پرتال حمل و نقل ، طی ۲ دهه گذشته ، چین بهتدریج به بازیگری کلیدی در آمریکای لاتین و کارائیب تبدیل شده و اکنون دومین شریک تجاری بزرگ منطقه (بعد از آمریکا) محسوب میشود؛ به طوری که تجارت میان این غول آسیایی و آمریکای لاتین در سه ماهه نخست سال ۲۰۲۶ میلادی ، ۲۹ درصد رشد داشته است .
برای درک اهمیت کنونی حضور چین در این منطقه ، میتوان به جدیدترین گزارش بانک توسعه بینآمریکایی (IDB) با عنوان برآورد روندهای تجاری در آمریکای لاتین و کارائیب استناد کرد .
این گزارش نشان میدهد که ارزش صادرات آمریکای لاتین به چین در سه ماهه نخست سال ۲۰۲۶ ، نسبت به مدت مشابه سال قبل ، جهشی ۲۵ درصدی را تجربه کرده است ؛ این در حالی است که میزان صادرات به سایر نقاط آسیا ۲۴ درصد ، به اتحادیه اروپا ۱۹ درصد و به ایالات متحده ۱۴ درصد رشد داشته است .
این گزارش همچنین بر افزایش مصرف کالاهای تولیدیِ این غول آسیایی در منطقه تاکید دارد ؛ بهگونهای که محمولههای ارسالی از چین به آمریکای لاتین در اوایل سال جاری میلادی ، رشدی چشمگیر و ۲۹ درصدی را نسبت به سال گذشته (۲۰۲۵) ثبت کرده و جایگاه چین را بهعنوان بازیگری پیشرو در منطقه تثبیت کرده است .
به نوشته ال اکونومیستا، اقدامات پکن ناشی از عزم این کشور برای رفع نیازهای بخشهای صنعتی و فناورانه بوده و هدف اصلی و عمده این کشور ، مثلث لیتیوم (شامل بولیوی ، شیلی و آرژانتین) است ؛ منطقهای که بیش از ۶۰ درصد از ذخایر جهانی این طلای سفید را در خود جای داده است ؛ مادهای حیاتی برای باتری خودروهای برقی و سایر اجزای کلیدی در گذار انرژی و توسعه فناوریهای دفاعی .
در پرو و شیلی ، کنترل بر منابع لیتیوم با تسلط بر منابع مس همراه شده است . در بخش انرژی ، چین استراتژی تامین مالی بسیار گسترده و بیوقفهای را دنبال کرده است . چنان که رامون کاسیلدا پژوهشگر موسسه IELAT در دانشگاه آلکالا توضیح میدهد : با توجه به کمبود منابع مالی دولتهای آمریکای لاتین ، چین به وامدهنده اصلی آنها تبدیل شد .
این کارشناس به عنوان نمونه به وضعیت اکوادور اشاره کرده و میگوید : منابع انرژی و نفت این کشور برای دهههای متمادی در ازای تامین مالی ساخت تاسیسات عظیم نفتی و نیروگاههای برقآبی، پیشفروش و متعهد شده است .
بر اساس این گزارش ، این کنترل بر منابع ، همگام با تسلط بر زیرساختهای حملونقل پیش میرود ؛ زیرساختهایی که برای کاهش هزینههای صادرات به آسیا حیاتی هستند .
امروزه چین کنترل بندر عظیم چانکای (Chancay) در پرو را در اختیار دارد ؛ پروژهای با سرمایهگذاری تقریبی ۳.۵ میلیارد دلار که با هدف تبدیل این کشورِ واقع در منطقه آند به قطب اصلی لجستیک آمریکای جنوبی و ایجاد پیوند مستقیم تجاری میان آسیا و آمریکای لاتین احداث شده است .
در تقابل با این الگوی راهبردی ، ایالات متحده بر اساس فلسفه یا الگوی تجاری متفاوتی عمل میکند . واشنگتن تمایلی به تامین مواد اولیه با همان شدت ندارد ؛ بلکه رویکرد آن «بهدنبال نیروی کار ارزان و مزایای مالیاتی» است .
با این حال ، این واقعیت که شرکتهای دولتی چین اکنون بنادر استراتژیک بالبوآ و کریستوبال ، واقع در کانال پاناما (که ۴۰ درصد از ترافیک دریایی به مقصد ایالات متحده از طریق آنها عبور میکند) را مدیریت میکنند ، این رقابت تجاری را به یک بحران امنیت ملی برای کاخ سفید تبدیل کرده است .
برخلاف نفوذ سنتی ایالات متحده ، برنامهریزی چین با یک ویژگی ژئوپلیتیکی خاص مشخص میشود : عملگرایی مطلق تجاری و سیاست سختگیرانه اجتناب از دخالت در سیاست داخلی کشورها .
در این شرایط ، اتحادیه اروپا نیز میکوشد تا نقش خود را به عنوان یک بازیگر عمده ایفا کند . راهبرد رقابتی این اتحادیه شامل حفظ توافقنامههای تجاری با ۳۰ کشور از مجموع ۳۳ کشور منطقه آمریکای لاتین و کارائیب است .
کاسیلدا معتقد است : چین نسبت به ماهیت نظام حاکم بیتفاوت است و به قواعد سیاسیِ جاافتاده بازی احترام میگذارد . اولویت اصلی این کشور ، ایجاد شرایطی ایدهآل برای تجارت خود است ؛ تا آنجا که در قراردادهای تامین مالی ، الزام میکند که شرکتهای مهندسی و نیروی کار چینی بر اساس مقررات کاری خودشان فعالیت کنند . به عبارت دیگر ، چین برخلاف ایالات متحده ، به دنبال هژمونی سیاسی یا نظامی نیست ، بلکه میخواهد به رهبر اقتصادی جهان تبدیل شود .
منبع: پرتال حمل و نقل :: به نقل از ایرنا






دیدگاهها
اولین دیدگاه را دربارهٔ این خبر بنویسید.