به گزارش پرتال حمل و نقل به قلم مهدی فامیل محمدی ، تحولات اخیر ، مسئله تأمین کالاهای اساسی را از یک موضوع فقط تجاری به یک مسئله راهبردی تبدیل کرده است .
در سالهای گذشته ، بخش بزرگی از واردات ایران بر بنادر جنوبی و مسیرهای عبوری از تنگه هرمز استوار بوده و همزمان ، بخشی از سازِکار خرید و تسویه نیز به واسطههای مستقر در امارات و چرخه درهم وابسته بوده است ؛ اما امکان ادامه این الگو دیگر فراهم نیست .
تداوم اتکا به الگوی پیشین ، هزینه ، زمان و نااطمینانی واردات را به شدت افزایش میدهد و تهدیدی برای امنیت غذایی کشور محسوب میشود .
اول) از جنوب به شمال
مهمترین تغییر لازم در شرایط جدید ، جابهجایی مرکز ثقل واردات کالاهای اساسی از جنوب به شمال است . ایران از طریق دریای خزر و مسیرهای زمینی به روسیه و کشورهای اوراسیا دسترسی دارد و همین مزیت میتواند مانع از شکلگیری بحران جدی در تأمین غلات و نهادهها شود .
راهبرد جدید باید بر این مبنا استوار باشد که حداقل نیمی از غلات مورد نیاز کشور از مسیر شمال تأمین شود . در این میان ، ظرفیت ریلی اینچهبرون ، همراه با مسیرهای سرخس و آستارا و نیز بنادر شمالی ، باید بهسرعت در مدار اصلی تأمین قرار گیرد .
این جابهجایی فقط یک تصمیم لجستیکی نیست ؛ بلکه پاسخی به یک دگرگونی ژئوپلیتیکی است . در فضای جدید ، تمرکز ۷۰ درصدی واردات در بنادر جنوبی به معنی انباشت ریسک در یک نقطه حساس است .
دوم) از خرید واسطهای به قرارداد مستقیم
یکی دیگر از ضعفهای الگوی موجود ، اتکای گسترده به خریدهای نقطهای و واسطهای است . بخش مهمی از کالای وارداتی روسیه و قزاقستان ، نه از خود تولیدکنندگان ، بلکه از طریق بازار و واسطههای مستقر در امارات خریداری میشود .
این شیوه ، هم هزینه مبادله را بالا میبرد و هم ایران را به شبکه مالی و تجاریای وابسته میکند که در شرایط جدید قابل اتکا نیست .
راه حل ، حرکت به سمت قراردادهای بلندمدت و آفتیک با شرکتهای بزرگ تولیدکننده پیش از فصل تولید است ؛ قراردادهایی که هم قیمت و هم حجم تأمین را قابل پیشبینی میکند . خرید مستقیم ، فقط به معنای حذف چند واسطه نیست ؛ بلکه مقدمهای برای اصلاح سازِکار پرداخت نیز هست .
در شرایطی که تکیه بر صرافیهای امارات به یک گلوگاه آسیبپذیر تبدیل شده ، تغییر الگوی ارزی دیگر یک انتخاب جانبی نیست، بلکه بخشی از الزامات امنیت غذایی کشور است .
سوم) تغییر و تحول در جیره غذایی
الگوی فعلی خوراک دام و طیور نیز نیازمند بازنگری است . وابستگی بالا به ذرت و سویا ، که عمدتاً از مسیرهای دوردست و از طریق بنادر جنوبی تأمین میشود ، در وضعیت جدید یک نقطه ضعف راهبردی محسوب میشود .
جایگزینی بخشی از این نهادهها با گندم دامی و کنجاله آفتابگردان روسیه ، که از شمال بهمراتب در دسترستر است ، میتواند فشار بر زنجیره تأمین جنوب را کاهش دهد و انعطافپذیری کشور را افزایش دهد .
این تغییر البته نیازمند بازطراحی در الگوی تأمین و جیرهبندی است ، اما در برابر ریسکهای موجود ، یک ضرورت قابل دفاع به شمار میرود .
همزمان ، باید محاسبه هزینه حمل نیز از نو انجام شود. اگر هزینه واقعی حمل جادهای در محاسبات لحاظ شود ، واردات از شمال برای بخش بزرگی از کشور میتواند اقتصادیتر از مدل پیشین باشد . به بیان دیگر ، بازطراحی مسیر تأمین فقط یک تصمیم امنیتی نیست؛ بلکه از منظر اقتصادی نیز توجیهپذیرتر شده است .
چهارم) لجستیک اضطراری و بنادر پشتیبان
در کنار تقویت شمال ، باید برای شرایط اضطراری نیز مدل توزیع بار در نظر گرفت . اگر توان عملیاتی بنادر اصلی کشور بهطور موقت کاهش یابد ، استفاده از بنادر جایگزین اهمیت پیدا میکند . چابهار میتواند بخشی از بار را جذب کند ، هرچند ظرفیت حمل زمینی آن محدود است .
در سطح منطقهای نیز گوادر پاکستان و مرسین ترکیه میتوانند بهعنوان نقاط پشتیبان برای تخلیه محدود کشتیها و انتقال زمینی کالا به ایران مورد استفاده قرار گیرند ، بهویژه برای تأمین نیمه شمالی و شمالغربی کشور.
امنیت غذایی ایران با ذهنیت جدید
دوره جدید بیش از هر چیز به تغییر ذهنیت نیاز دارد. تأمین کالای اساسی دیگر تنها مسئله تخصیص ارز یا تکرار الگوهای قدیمی نیست . آنچه اهمیت دارد ، بازطراحی همزمان مسیر حمل ، شیوه خرید ، سازِکار پرداخت و ترکیب کالاهای وارداتی است .
در شرایط جنگی و پساجنگی ، امنیت غذایی نه با ادامه مسیر گذشته ، بلکه با پذیرش مقتضیات جدید و طراحی یک الگوی تأمین منعطف و منطقهگرا تضمین خواهد شد .
منبع: پرتال حمل و نقل :: به نقل از اندیشکده اقتصاد مقاومتی






دیدگاهها
اولین دیدگاه را دربارهٔ این خبر بنویسید.