مهلت ۲۰۳۰ برای اجرای الزامات جدید مدیریت جریان ترافیک هوایی ، فرصتی محدود برای بازنگری در زیرساختها ، سامانههای عملیاتی و سازوکارهای هماهنگی صنعت هوانوردی کشور است ؛ فرصتی که بهرهگیری از آن، به برنامهریزی مستند و اقدام بهموقع وابسته خواهد بود .
به گزارش پرتال حمل و نقل ، محمدرضا عبدالرحیمی ، رئیس هیئتمدیره انجمن علمی حملونقل هوایی ایران ، مدیریت جریان ترافیک هوایی (ATFM) را یکی از مؤلفههای کلیدی تحول در نظام هوانوردی میداند ؛ رویکردی که با ایجاد هماهنگی میان ظرفیت فرودگاهها ، مسیرهای پروازی و تقاضای عملیاتی ، به کشورها کمک میکند تا از ظرفیت موجود شبکه پروازی مؤثرتر استفاده کنند و پیامدهای ازدحام و اختلال را کاهش دهند .
در شبکه پیچیده هوانوردی ، تأخیر در یک فرودگاه یا محدودیت در بخشی از حریم هوایی میتواند بهسرعت بر برنامه پروازها در نقاط دیگر اثر بگذارد . ازاین رو ، مدیریت ترافیک هوایی دیگر صرفاً به هدایت ایمن هواپیماها محدود نیست ؛ بلکه پیشبینی تقاضا ، ارزیابی ظرفیت، تبادل اطلاعات و هماهنگی میان ذینفعان ، به بخش جداییناپذیر مدیریت کارآمد جریان پروازها تبدیل شده است .
ATFM؛ ضرورتی فراتر از کنترل ازدحام
مدیریت جریان ترافیک هوایی با ایجاد هماهنگی میان مراکز کنترل ترافیک، فرودگاهها ، شرکتهای هواپیمایی و سایر بازیگران عملیاتی ، امکان شناسایی محدودیتها پیش از تبدیلشدن آنها به بحران عملیاتی را فراهم میکند . هدف ، ایجاد توازن میان تقاضای پرواز و ظرفیت قابل ارائه در شبکه است ؛ توازنی که میتواند به کاهش تأخیرها، استفاده بهینه از منابع و بهبود بهرهوری عملیات هوانوردی منجر شود .
دستیابی به این هدف ، صرفاً با تأمین یک نرمافزار یا ارتقای تجهیزات محقق نمیشود . زیرساختهای ارتباطی ، سامانههای تبادل داده ، کیفیت اطلاعات ، آموزش نیروی انسانی، رویههای هماهنگ و سازوکارهای تصمیمگیری مشترک ، اجزای مکمل یک نظام یکپارچه هستند . ضعف در هر یک از این بخشها میتواند اثربخشی سایر سرمایهگذاریها را نیز محدود کند .
مهلت ۲۰۳۰؛ آزمون آمادگی نظام هوانوردی
موضوع مدیریت جریان ترافیک هوایی و الزامات مرتبط با آن ، در رویداد جهانی ناوبری هوایی ۲۰۲۶ سازمان بینالمللی هوانوردی کشوری (ICAO) مورد توجه قرار گرفت . بر اساس اطلاعات ارائه شده درباره این الزامات ، نوامبر ۲۰۳۰ بهعنوان موعد اجرای الزامات جدید مطرح شده است ؛ زمانی که اهمیت برنامهریزی مرحلهای و ارزیابی شکافهای موجود را دوچندان میکند .
برای ایران ، مسئله اصلی صرفاً آگاهی از تغییرات بینالمللی نیست ؛ بلکه تعیین میزان آمادگی عملیاتی ، فنی و سازمانی برای پاسخگویی به این الزامات است . آیا زیرساختهای سختافزاری و نرمافزاری موجود ، ظرفیت لازم برای پیادهسازی الزامات پیشرو را دارند ؟ چه میزان از نیازهای فنی و عملیاتی تاکنون شناسایی شده است ؟ و مهمتر از همه ، آیا نقشه راهی مستند ، زمانبندی شده و قابل ارزیابی برای رسیدن به سطح آمادگی موردنیاز تدوین شده است ؟
پاسخ به این پرسشها باید بر پایه اسناد رسمی ، ارزیابی وضعیت موجود و گزارش پیشرفت اقدامات انجامشده ارائه شود . در نبود چنین مستنداتی ، نمیتوان درباره میزان آمادگی کشور قضاوت قطعی کرد ؛ با این حال ، روشنشدن وضعیت برنامهریزی و دسترسی کارشناسان و سازمانهای مرتبط به اسناد اجرایی ، خود ضرورتی جدی است .
از ارزیابی وضعیت موجود تا تدوین نقشه راه
حرکت بهسوی اجرای الزامات جدید ، به برنامهای مرحلهبندیشده نیاز دارد ؛ برنامهای که در گام نخست، توانمندیهای موجود را ارزیابی و فاصله آنها را با الزامات پیشرو مشخص کند . پس از آن ، باید اولویتهای اجرایی ، نیازهای سرمایهگذاری ، مسئولیت دستگاههای ذیربط ، الزامات آموزش نیروی انسانی و شاخصهای سنجش پیشرفت بهصورت شفاف تعریف شوند .
در این مسیر ، هماهنگی میان سازمان هواپیمایی کشوری ، شرکت فرودگاهها و ناوبری هوایی ایران ، شرکتهای هواپیمایی و دیگر نهادهای مرتبط اهمیت اساسی دارد . مدیریت یکپارچه جریان پروازها زمانی تحقق مییابد که تبادل اطلاعات و هماهنگی تصمیمها به رویهای مستمر و ساختارمند تبدیل شود ؛ نه آنکه هر بخش بهصورت مستقل و جدا از نیازهای کل شبکه عمل کند .
همچنین ، ارتباط ATFM با سامانههای تبادل و مدیریت اطلاعات ، تصمیمگیری مشارکتی فرودگاهی و برنامهریزی مبتنی بر ظرفیت نشان میدهد که آمادگی برای سال ۲۰۳۰ باید در چارچوب یک برنامه تحول عملیاتی دنبال شود . اجرای پراکنده پروژهها ، بدون معماری مشخص و نقشه راه مشترک ، ممکن است هم هزینهها را افزایش دهد و هم دستیابی به اهداف نهایی را دشوارتر کند .
زمان تصمیمگیری اکنون است
مهلتهای بینالمللی زمانی به فرصت ارتقا تبدیل میشوند که به برنامه اجرایی، مسئولیت مشخص و شاخصهای قابل سنجش پیوند بخورند . برای صنعت هوانوردی ایران نیز موضوع اصلی ، تنها انطباق با الزامات آینده نیست ؛ بلکه استفاده از این فرایند برای افزایش بهرهوری ، کاهش آثار اختلالات عملیاتی و تقویت هماهنگی در شبکه پروازی کشور است .
ازاینرو ، انتشار یا در دسترس قرارگرفتن نقشه راه ، مشخصشدن وضعیت پیشرفت اقدامات و پاسخگویی مستند به پرسشهای مربوط به آمادگی فنی و عملیاتی ، میتواند نخستین گام برای تبدیل موعد ۲۰۳۰ از یک ضربالاجل بینالمللی به برنامهای روشن و قابل پیگیری در داخل کشور باشد .






دیدگاهها
اولین دیدگاه را دربارهٔ این خبر بنویسید.