از کامیونهایی که در میان شعلههای آتش انبار نفت ری گرفتار شده بودند تا رانندگانی که برای رساندن آرد و سوخت ، شبانهروز به جاده زدند ؛ غلامحسین مصلح ، رئیس هیئتمدیره شرکت حملونقل بینالمللی بزرگمقیاس خلیج فارس ، در آیین رونمایی از ناوگان نوسازیشده این شرکت ، خاطراتی از روزهای جنگ را بازگو کرد که به گفته او ، بخش مهمی از آنها تاکنون ناگفته مانده است ؛ روزهایی که جابهجایی کالا دیگر تنها یک فعالیت اقتصادی نبود ، بلکه به مأموریتی برای حفظ جریان زندگی در شهرها تبدیل شده بود .
به گزارش پرتال حمل و نقل ، بعضی روایتهای جنگ نه از میدان نبرد ، بلکه از جادههایی آغاز میشوند که نباید بسته بمانند ؛ از کامیونهایی که باید به مقصد برسند ، از رانندگانی که در میان خطر و مسئولیت تصمیم به حرکت میگیرند و از محمولههایی که تأخیر در رسیدنشان میتواند زندگی هزاران نفر را تحت تأثیر قرار دهد .
در آیین رونمایی از ناوگان نوسازیشده شرکت حملونقل بینالمللی بزرگمقیاس خلیج فارس ، غلامحسین مصلح ، رئیس هیئتمدیره این شرکت، بهجای آنکه تنها از ظرفیت ناوگان و برنامههای توسعه سخن بگوید ، به روزهایی بازگشت که به روایت او ، جادهها به بخشی از خط مقدم پشتیبانی کشور تبدیل شده بودند .
او از تماسهای اضطراری برای تأمین آرد ، شبهای حضور در اتاق عملیات ، رانندگانی که در شرایط بمباران برای نجات خودروهای خود بازگشتند و کاروانهایی گفت که مأموریت داشتند سوخت را به تهران برسانند .
روایتی که در پس اعداد و آمار آن ، خاطره انسانهایی قرار داشت که بسیاری از آنان حتی در روز برگزاری مراسم نیز ترجیح داده بودند پشت میز کار یا فرمان کامیونهای خود بمانند .
چهار هزار خودرو ؛ شبکهای که نباید از حرکت میایستاد
مصلح سخنان خود را با اشاره به مسئولیتی آغاز کرد که شرکت خلیج فارس در تأمین و توزیع کالاهای اساسی بر عهده دارد ؛ مسئولیتی که به گفته او ، در شرایط بحرانی معنایی فراتر از یک تعهد اقتصادی پیدا میکند .
او اعلام کرد که بیش از چهار هزار خودرو در شبکه توزیع مویرگی آرد ، در استانها و شهرستانهای مختلف کشور مشغول فعالیت هستند ؛ ناوگانی که وظیفه آن ، رساندن یکی از اصلیترین کالاهای موردنیاز مردم به نقاط مختلف کشور است .
اما آنچه در شرایط عادی با برنامهریزی روزانه و هماهنگی میان شعب انجام میشود ، در روزهای جنگ با معادلات متفاوتی روبهرو شده بود .
به روایت مصلح ، افزایش محدودیتها و اختلال در فعالیت برخی بخشهای حملونقل ، ضرورت استفاده از ظرفیت شبکه سراسری شرکت را دوچندان کرده بود .
او در تشریح این شرایط ، به مسئلهای اشاره کرد که پیش از بحران نیز درباره آن اختلافنظر وجود داشت ؛ سهم شرکتهای بزرگمقیاس در حمل کالاهای اساسی و انتقادهایی که گاه با عنوان انحصار مطرح میشد .
مصلح گفت همان ساختاری که در شرایط عادی با انتقادهایی مواجه بود ، هنگام بروز اختلال در حمل آرد ، برای کمک به جریان توزیع فراخوانده شد .
یک تماس ، چند شهر و نگرانی برای نان مردم
یکی از خاطراتی که مصلح با جزئیات بیشتری به آن پرداخت، به روزهای پایانی اسفند و درخواستهای اضطراری برای تأمین ناوگان حمل آرد در اطراف تهران مربوط میشد .
به گفته او ، در آن روزها تماسهایی از مسئولان مرتبط با تأمین و توزیع آرد برقرار شد ؛ تماسهایی که از بروز مشکل در مناطقی همچون اسلامشهر ، ورامین ، پاکدشت ، شهر قدس و رباطکریم حکایت داشت .
مسئله ، کمبود ظرفیت حمل بود ؛ مشکلی که میتوانست جریان رساندن آرد به مقصد را با اختلال روبهرو کند .
مصلح در بازگویی آن لحظات ، پاسخ خود به درخواست کمک را چنین روایت کرد :
«امروز باید بایستیم ؛ امروز باید کمک کنیم .»
به گفته وی ، پس از این تماسها ، نیروهای شرکت برای تأمین خودرو و راننده بسیج شدند و هماهنگی میان بخشهای مختلف عملیاتی شکل گرفت .
در شرایطی که فعالیت معمول اداری شرکت در ساعت مشخصی به پایان میرسید ، کارکنان و مدیران عملیاتی ناچار بودند برنامه کاری خود را تغییر دهند و برای پاسخگویی به نیازهای اضطراری آماده بمانند .
دیگر موضوع تنها حمل یک محموله از مبدأ به مقصد نبود ؛ مسئله این بود که آرد موردنیاز شهرها نباید در انتظار کامیون بماند .
چراغهایی که در اتاق عملیات خاموش نشد
مصلح در ادامه از شبهایی گفت که مدیران و کارکنان مجموعه در اتاق عملیات حضور داشتند و جریان حمل کالاهای ضروری را بهصورت شبانهروزی هماهنگ میکردند .
به گفته او ، برخی کارکنان با وجود نگرانی برای خانوادههای خود ، همچنان در محل مأموریت باقی ماندند تا امور حملونقل در استانها و شهرهای تحت پوشش متوقف نشود .
او از همراهی نیروهای فنی ، مدیران شعب ، کارکنان لجستیک و رانندگانی یاد کرد که در روزهای جنگ ، مسئولیتهای خود را فراتر از برنامههای معمول دنبال کردند .
در روایت رئیس هیئت مدیره خلیج فارس ، ارزش این همراهی تنها در افزایش ساعت کار یا تعداد مأموریتها نبود ؛ بلکه در آمادگی افرادی معنا پیدا میکرد که هنگام بروز بحران ، حضور در محل مأموریت را بر ترک آن ترجیح داده بودند .
اما ماجرایی که مصلح در ادامه سخنان خود بازگو کرد ، بهمراتب پرتنشتر از هماهنگی حمل آرد بود .
اینبار پای کامیونهای سوخترسان ، آتش و رانندگانی در میان بود که خودروهایشان در یک موقعیت خطرناک گرفتار شده بود .
ده دقیقه تا دل آتش ؛ خاطرهای از انبار نفت ری
مصلح در بخشی از سخنان خود، به حادثه حمله به انبار نفت ری اشاره کرد ؛ حادثهای که به گفته او ، در جریان حملات جنگی رخ داد و صحنههایی پرخطر از گرفتار شدن خودروهای سوخترسان در میان شعلههای آتش رقم زد .
او روایت کرد که پس از دریافت خبر حادثه ، ظرف حدود ده دقیقه خود را به محل رساند .
آنچه به گفته مصلح در آنجا مشاهده کرد ، صحنهای از خودروهای سوخترسان در محوطهای بود که آتش بخشهایی از آن را فرا گرفته بود .
خودروهایی که خارج کردن آنها از محدوده خطر ، به اقدامی فوری نیاز داشت .
مصلح گفت : در آن شرایط ، برای بیرون آوردن خودروها وارد عمل شد و رانندگان دیگری نیز برای نجات کامیونهای خود به محل بازگشتند .
به روایت او ، حدود ۴۰ تا ۵۰ راننده در جریان این عملیات ، برای خارج کردن خودروها از محدوده حادثه تلاش کردند .
در میان خاطراتی که آن روز بازگو شد ، این صحنه جایگاهی متفاوت داشت ؛ جایی که مأموریت حملونقل ، دیگر صرفاً به رساندن بار محدود نبود و حفظ جان رانندگان و جلوگیری از خسارت بیشتر نیز به بخشی از مسئولیت تبدیل شده بود .
مصلح این خاطره را نمونهای از همراهی و ازخودگذشتگی نیروهایی دانست که در روزهای بحران، با وجود خطرات موجود ، برای حفظ توان عملیاتی ناوگان تلاش کردند .
کاروانی برای تهران ؛ وقتی سوخت نباید متوقف میشد
حادثه انبار نفت ری ، پایان ماجرا نبود .
به گفته مصلح ، پس از آن ، مسئله مهمتری مطرح شد : چگونه باید جریان تأمین سوخت تهران را در شرایط اختلال حفظ کرد ؟
او توضیح داد که در پی شرایط ایجاد شده ، هماهنگیهایی برای استفاده از ظرفیت ناوگان حمل سوخت انجام گرفت و شرکت خلیج فارس مأموریت یافت در جابهجایی محمولههای موردنیاز مشارکت کند .
مصلح گفت : در پاسخ به نگرانیها درباره تأمین خودرو و راننده ، آمادگی مجموعه را برای بسیج ناوگان اعلام کرده است .
به روایت وی ، با هماهنگی نیروهای شرکت و رانندگان همکار ، کاروانی متشکل از بیش از یکصد خودرو برای مشارکت در عملیات انتقال سوخت سازماندهی شد .
او همچنین اعلام کرد که در جریان این عملیات، تا ظهر روز بعد ۲۸۰ سرویس حمل برای تأمین نیاز تهران انجام گرفت .
مصلح این اقدام را یکی از خاطرات ماندگار فعالیت مجموعه در دوران جنگ دانست و تأکید کرد که بخش مهمی از این تلاشها ، به دلیل شرایط خاص آن روزها ، تاکنون کمتر بازگو شده است .
در روایت او ، اهمیت این عملیات تنها در تعداد خودروها یا سرویسهای انجامشده نبود ؛ بلکه در این واقعیت قرار داشت که شبکه حملونقل باید در کوتاهترین زمان ممکن ، خود را با شرایطی غیرمنتظره تطبیق میداد تا اختلال در تأمین سوخت گسترش پیدا نکند .
پشت فرمان ، دور از قاب مراسم
یکی از بخشهای انسانی سخنان مصلح ، نه به ماجرای آتش مربوط بود و نه به کاروان سوخت ؛ بلکه به غیبت تعدادی از کارکنان شرکت در مراسم رونمایی اختصاص داشت .
او گفت بسیاری از همکاران مجموعه در استانهای مختلف تمایل داشتند در این برنامه حضور پیدا کنند ، اما ترجیح داده بودند همچنان مشغول انجام مأموریتهای خود باشند .
به گفته مصلح ، برخی از کارکنان حتی از مدیریت شرکت خواسته بودند اجازه دهد بهجای شرکت در مراسم ، فعالیت روزانه خود را ادامه دهند .
او این تصمیم را مایه افتخار دانست ؛ اینکه در روز رونمایی از خودروهای جدید ، بخشی از نیروهایی که سهم مهمی در فعالیت شرکت دارند، همچنان در نقاط مختلف کشور مشغول کار بودند .
مصلح تأکید کرد که حضور او و دیگر مدیران در مراسم ، در واقع نمایندگی از کارکنان و رانندگانی است که امکان حضور در برنامه را نداشتهاند .
شاید همین بخش از سخنان او ، تصویری متفاوت از معنای نوسازی ناوگان ارائه میکرد؛ خودروهایی که در مراسم رونمایی میشوند ، اما ارزش واقعی آنها زمانی آشکار میشود که رانندهای پشت فرمان قرار بگیرد و مأموریتی را به سرانجام برساند .
جنگی که معنای لجستیک را تغییر داد
رئیس هیئتمدیره شرکت خلیج فارس در بخش دیگری از سخنان خود ، تجربه دوران جنگ را از منظر نقش لجستیک در حفظ جریان تأمین کشور ارزیابی کرد .
او معتقد است محدودیت مسیرهای حمل ، اختلال در فعالیت برخی بخشهای زنجیره تأمین و دشواری جابهجایی کالاهای اساسی نشان داد که حملونقل را نمیتوان تنها به وجود کامیون و راننده محدود کرد .
به گفته وی ، کشور به ساختاری نیاز دارد که بتواند در شرایط بحرانی ، ظرفیتهای حملونقل را بهصورت یکپارچه مدیریت و پشتیبانی کند .
مصلح با تأکید بر نقش شرکتهای بزرگمقیاس اظهار کرد که برخورداری از شبکه مدیریتی ، امکانات پشتیبانی و امکان هماهنگی سریع میان استانها، در چنین شرایطی اهمیت ویژهای پیدا میکند .
وی همچنین از مشکلات جابهجایی کالاهای اساسی و باقی ماندن بخشی از محمولهها در گمرکات در مقاطعی از بحران سخن گفت و ضرورت تقویت ساختار لجستیکی کشور را یادآور شد .
از نگاه او ، رونمایی از خودروهای جدید صرفاً نمایش افزایش تعداد کامیونها نیست ؛ بلکه باید آن را بخشی از تلاش برای ایجاد ظرفیت حملونقلی منسجمتر و آمادهتر در برابر شرایط غیرمنتظره دانست .
آن سوی آمار ؛ انسانهایی که پشت هر مأموریت ایستادند
مصلح در پایان سخنان خود ، از رانندگان ، کارکنان ، مدیران شعب و مجموعههایی که در دوران بحران با شرکت همکاری کردند ، قدردانی کرد .
او همچنین از همراهی و حمایت سهامداران، مجموعههای بانکی ، شرکتهای خودروسازی و تأمینکنندگان ناوگان در تأمین نیازهای عملیاتی و پشتیبانی از فعالیتهای شرکت در شرایط بحرانی قدردانی کرد .
با این حال ، نقطه عاطفی سخنرانی او بیش از آنکه در نام شرکتها و مجموعههای همکار باشد ، در یادآوری نیروهایی قرار داشت که در روزهای بحرانی وظایف خود را ادامه دادند .
رانندگانی که برای تأمین آرد راهی مسیرهای ضروری شدند ، کارکنانی که شبها در اتاق عملیات باقی ماندند و افرادی که به روایت مصلح ، در لحظات خطر برای حفظ خودروهای سوخترسان تلاش کردند .
اینها خاطراتی هستند که در گزارشهای معمول حملونقل ، اغلب پشت آمار تناژ ، تعداد سفر و ظرفیت ناوگان پنهان میمانند .
جادههایی که روایتشان هنوز تمام نشده است
مراسم رونمایی از ناوگان نوسازی شده شرکت حملونقل خلیج فارس ، فرصتی برای بازگویی بخشی از تجربههای عملیاتی این مجموعه در روزهای جنگ شد ؛ تجربههایی که در روایت رئیس هیئتمدیره شرکت ، از تلاش برای رساندن آرد به شهرهای اطراف تهران آغاز میشود ، به عملیات پشتیبانی سوخت میرسد و سرانجام به ضرورت بازنگری در جایگاه لجستیک کشور پیوند میخورد .
در میان این خاطرات ، یک مضمون مشترک وجود دارد : اهمیت شبکهای از انسانها و امکانات که باید در لحظات دشوار ، جریان جابهجایی کالاهای ضروری را حفظ کنند .
نوسازی ناوگان میتواند ظرفیت این شبکه را افزایش دهد ، اما آنچه مصلح در سخنرانی خود به تصویر کشید ، فراتر از توان فنی خودروها بود ؛ تجربه تصمیمگیری در بحران ، هماهنگی میان نیروها و مسئولیتی که رانندگان و کارکنان در قبال استمرار تأمین نیازهای مردم بر عهده داشتند .
آن روز ، کامیونهای تازه در برابر نگاه حاضران رونمایی شدند ، اما در پس این مراسم ، روایت کامیونهای دیگری جریان داشت ؛ خودروهایی که در روزهای جنگ ، بارشان تنها آرد و سوخت نبود ، بلکه بخشی از مسئولیت ادامه زندگی در شهرهایی بود که نباید از حرکت میایستادند .






دیدگاهها
اولین دیدگاه را دربارهٔ این خبر بنویسید.