به گزارش پرتال حمل و نقل به قلم محمدضادق رضایی ، با رسیدن به پایان مهلت معافیت تحریمی آمریکا از پروژه چابهار (۲۶ آوریل ۲۰۲۶) ، اخبار متعددی درباره احتمال خروج یا تعدیل جدی حضور هند در این بندر منتشر شد . جدا از اینکه هند در نهایت چه تصمیمی بگیرد (خروج کامل ، انتقال موقت سهام بهطرف ایرانی یا حفظ حداقل حضور) انتشار این اخبار باعث شد برخی تحلیلگران و سیاستمداران هندی ، حقیقت استراتژیک چابهار را به زبان بیاورند ؛ نکاتی که برای ایران بسیار روشنگر و مهم است .
یکی از صریحترین این اظهارات را پاوان خِرا ، از چهرههای برجسته حزب کنگره، مطرح کرد. او تأکید کرد که چابهار یک بندر معمولی نیست . این بندر ، یک ارتباط دریایی مستقیم و حیاتی با افغانستان و آسیای مرکزی برای هند فراهم میکند و به ما اجازه میدهد تا پاکستان را دور بزنیم و با ابتکار کمربند و جاده چین مقابله کنیم . این اعتراف آشکار نشان میدهد که نگاه هندیها به چابهار ، اساساً یک پروژه تجاری ساده نیست ، بلکه ابزاری ژئوپلیتیک برای دورزدن پاکستان و ایجاد تعادل در برابر چین به شمار میرود . کارشناسان و مخالفان دولت هند به سیاست فعلی اعتراض میکنند اما این اعتراض ریشه در دلسوزی برای منافع ایران ندارد ؛ بلکه نگرانی عمیق ازدستدادن یک اهرم کلیدی در رقابت بزرگ منطقهای است .
این اعتراف صریح هندیها نشان میدهد که چابهار برای آنها فراتر از یک پروژه تجاری است و عمدتاً ابزاری استراتژیک برای دسترسی به آسیای مرکزی ، دور زدن پاکستان و مقابله مستقیم با ابتکار یک کمربند ، یک راه چین محسوب میشود . در چنین شرایطی ، ادامه یا تقویت همکاری ایران با هند در این بندر ، برای چین چه معنایی خواهد داشت ؟ این همکاری در عمل ، چیزی جز کمک به یک پروژه ضد چینی و قرارگرفتن ایران در جبهه مقابل ابتکار کمربند و جاده نخواهد داشت ؛ پیامی که طرف چینی بهخوبی آن را دریافت میکند . چابهار در برابر گوادر قرار گرفته و هرگونه تقویت حضور هند در آنجا ، بهعنوان اقدامی علیه منافع استراتژیک چین تلقی میشود .
با توجه به جهتگیریهای اخیر هند ، بهویژه در تحولات جنگ رمضان و نزدیکی قابلتوجه به رویکرد آمریکا ، اکنون بهترین زمان برای ایران است که همکاری خود با هند بر سر چابهار را به شکل جدی بازنگری کرده و عملاً آن را به پایان برساند . البته این تصمیم به معنای قطع کامل روابط با هند نیست . نکته و بحث اصلی در این میان ، انتخاب راهبرد کلان کشور است . ایران باید تصمیم بگیرد که آیا میخواهد با هند همراه شود و در نتیجه در برابر ابتکار کمربند و جاده چین قرار بگیرد، یا با چین همکاری کند و پهنه مکران را ذیل پروژههای سیپک و یک کمربند یک راه توسعه دهد .
ادامه حرکت همزمان روی هر دو ریل ، نهتنها فاقد سودآوری استراتژیک بلندمدت است ، بلکه ایران را در موقعیتی آسیبپذیر قرار میدهد . زمان آن رسیده که یکی از این دو مسیر را بهعنوان اولویت اصلی انتخاب کنیم و منابع ، زیرساختها و دیپلماسی خود را بر اساس آن سازماندهی نماییم .






دیدگاهها
اولین دیدگاه را دربارهٔ این خبر بنویسید.