شاخص بینالمللی زبری (IRI)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلدستگاه سنجش زبری (ناهمواری)
گِرد، کروی، گلولهای، دایرهوار، حلقوی، مدور، کامل، تمام، به عقب، برعکس، دور، چرخ، گرداگرد، به اطراف، از همه طرف، روند، مرحله، نوبت، یار، گِرد کردن، دور زدن، دور چرخیدن، دور گشتن
الک با چشمههای گرد
تیر با مقطع گرد، صندوق پست با مقطع دایرهای شکل
دستانداز گرد، سرعتگیر هلالی
سفر رفتوبرگشت، سفر با مبدأ و مقصد یکسان
بلیط رفتوبرگشت
قوس دور تمام، قوس رومی
چوب گِرد، گِرده
میدان، فلکه، غیر مستقیم، انحرافی (راه)
میدان معمولی
میدان مضاعف، میدان دوتایی
میدان دارای چراغ راهنمایی
تبادل میدانی، تقاطع غیر همسطح میدانی
تبادل میدانی دمبلیشکل