موتور دوار، موتور چرخان(دورانی)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلمیدان، فلکه
ماشین برفروب (با تیغه) دوار
چرخیدن، گردیدن، گشتن، به نوبت آمدن، نوبتی آمدن
مته چرخنده (چرخان)، مته دورانی
شمارش دورانی (چرخان)
گردش، چرخش، دوران، دور، چرخ، نوبت، نوبتی بودن
زاویه چرخش (دوران)
ناهموار، ناصاف، پر از پستی و بلندی (زمین، راه و ...)، زبر، خشن (سطح و ...)، درشت، درشتبافت، بتند و تیز، بد، طوفانی، متلاطم، ناآرام، نامیزان، نامنظم، طرح اولیه، طرح خام
اندود گچ آستر، آستر زبره
برآورد محاسبه نشده، برآورد غیر دقیق
کارهای خاکی اولیه، شیببندی اولیه
اندود زبره، نمای زبره
سفتکاری (ساختمان)
زبری، ناصافی، ناهمواری، تندی، خشونت، تلاطم
ضریب زبری، ضریب ناهمواری [لوله]