مهارکوبی سنگ، پیچ کردن سنگ
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلاسبک سوپاپ، اهرم فشارنده، غلتانک، چوب قوسی، صندلی گهوارهای، کلید برق
تکیهگاه گهوارهای
ریزش سنگ
تکانش دال
توضیح تکمیلی
(حرکت نسبی عمودی لبههای دو قطعه دال مجاور روسازی بتنی در اثر عبور بار)
قاب لرزنده (بتن)
پر از سنگ، سنگلاخ، سنگی، ناهموار، سفت، سخت
زمین سنگی، زمین ناهموار
میل، میله، تیر مدرج، شمشه، شاخص، میر (نقشهبرداری)
میله مهاری، میل مهار
میله رابط، میله اتصال، دسته پیستون
میل عمقیابی، میله ژرفایابی
میله فولادی
میل مهار (سازه)، میله کش، اکسل
توپ، طاقه (پارچه(، رول (کاغذ)، حلقه (فیلم)، غلت، پیچ، پیچش، لیست، فهرست، سیاهه، ریز، غرش (طوفان)، غلتیدن، غلت خوردن، چرخیدن، پیچیدن، متلاطم بودن، غریدن، راه افتاده، به کار افتادن، غلتاندن، غلت دادن، چرخاندن، پیچاندن، غلتک زدن
روش حملونقل که در آن وسایل نقلیه در مبدأ سوار یک وسیله نقلیه دیگر (فری، قطار، هواپیما) شده و در مقصد از آن خارج میشوند.