حقوق شهروندی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلحقوق شهروندی
خشک، سفت، سخت، انعطافناپذیر، صلب، محکم، استوار، ثابت، جدی، سختگیر، مقرراتی
اتصال صلب (سازه)
روسازی صلب
لوله صلب
حفاظ ایمنی صلب (سخت)
روکش صلب
وسایل نقلیه دارای شاسی یکتکه
نهر، جوی
لبه، دوره، حاشیه، کناره، زهوار، دیواره، طوقه (چرخ)، لبهدار کردن، حاشیه کشیدن دور چیزی
یخبست، برفک، شبنم یخزده
حلقه، انگشتر، گروه، محفل، دایره، شبکه، دسته، زنگ، طنین، حلقه زدن، احاطه کردن، زنگ زدن، صدا کردن، به صدا در آوردن، تلفن کردن، تلفن زدن
آزمایش حلقه و گلوله
حلقه پیستون، رینگ پیستون
تیر حلقه