دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۲۶,۶۵۹ مدخل
مرتب‌شده بر اساس واژه انگلیسی

ثروتمند، پولدار، دارا، توانگر، باارزش، ارزشمند، سرشار، غنی، مقوی، مغذی، حاصلخیز، پربار

سواری، گردش سواره، راه مالرو، سوار بودن، سوار شدن، سوار اسب شدن، سوار دوچرخه شدن، سوار موتورسیکلت شدن، مسافرت کردن، رفتن، راندن، هدایت کردن (دوچرخه، اتومبیل)، سواره گذشتن، سواره عبور کردن، سواره پیمودن

کیفیت سواری، کیفیت راندن

توضیح تکمیلی

(درجه حفاظت سرنشینان وسیله نقلیه در حال حرکت در برابر ناهموای‌های سطح راه) [اصطلاح آمریکایی]

معیار کیفیت تردد یک روسازی

توضیح تکمیلی

(تعیین‌شده توسط تجهیزات اندازه‌گیری ناهمواری یا کاربران راه)