احیای مرکز شهر
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلاحیا کردن، دوباره زنده کردن، رونق بخشیدن، بهبود بخشیدن، تقویت کردن
بهبود، تجدید قوا، تقویت، احیا، رونق مجدد، رواج تازه، ترویج دوباره
رونق دوباره اقتصادی
شمارشگر دور موتور، دورسنج
چراغگردان، چراغ چرخان (آمبولانس، ماشینهای پلیس و ...)
پاداش، اجر، مزد، اجرت، حق، سزا، امتیاز، پاداش دادن، مزد دادن، اجر دادن
لوزی
ضربآهنگ، ریتم، ضرب، وزن (شعر)، توازن، چرخه، نظم
موزون، ریتمیک، آهنگین، ضربی، چرخهای، دورهای
پشتبند، تیرچه، تیرک، تویزه (معماری)، دنده، آج
قوس دندهای
میلگرد آجدار
دال دندهدار، دال تیرکدار (بتن مسلح)
لاستیک آجدار
تاق و تویزه