وسیله نگهدارنده، حامل، ضامن، بازدار، نگهدار، حقالعمل دایمی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلنگهدارنده، حایل، محفظ، حافظ
سازه حایل، سازه نگهدارنده
دیوار حایل (سازه)
دیورا حایل مسلح، دیوار نگهدارنده مسلح
کند کردن، آهسته کردن، وقفه ایجاد کردن، به تأخیر انداختن، به تعویق انداختن، مانع ایجاد کردن
کندگیرکننده [بتن]
کندگیرکننده [بتن]
شتابکاهی، کمکننده سرعت [وسیله نقلیه]
کندگیرکننده (بتن، ملات، رنگ)
ماده (افزودنی) کندگیرکننده [بتن]
حفظ، نگهداری، استفاده، ابقا، جلوگیری، تضمین، نگهداشت (هیدرولوژی)
حوضچه حفاظت، حوضچه نگهداری
توان نگهداری، ظرفیت نگهداری
مشبک، شبکهدار، شبکهای، توری
شبکهبندی