قابلیت دید محدود
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلناحیه محدودشده، ناحیه ممنوعه، منطقه منع عبورومرور
محدودیت، تحدید، نظارت، کنترل، قیدوبند، مانع
محدودیت عرض سوارهرو
محدودیت اعتبار
محدودیت ارتفاع
محدودیت خط عبوری
محدودیت بارگذاری
محدودیت توقف
محدودیت سرعت
محدودیت موقت
محدودیت ترافیکی، محدودیت عبورومرور
محدودیت (ممنوعیت) توقف (وسیله نقلیه)
محدودکننده، تحدیدی
تابلوی بازدارنده (محدودکننده)
سازمان تازه دادن، دوباره سازمان دادن، ساختار را تغییر دادن، دگرگون کردن