گزارش کردن خطا، گزارش کردن نقص، گزارش کردن خرابی
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلزاویه شیب طبیعی، زاویه طبیعی واریز، زاویه طبیعی قرار (خاکریزی، خاکبرداری)
قابل سرزنش، نکوهیدنی، سزاوار ملامت، زشت، نکوهیده، شرمآور، شنیع
نمایش دادن، ترسیم کردن، مجسم کردن، معرفی کردن، ارایه ک ردن، بیان کردن، نماینده بودن، دلالت داشتن، معرف بودن، نتیجه بودن، ثمره بودن، حاکی بودن
نمایندگی، نیابت، بازنمایی، تصویر، بازنمود، نمایش، اجرا، ارایه، عرضه
نمایش به صورت نقشه
نمایش گرافیکی، نمایش ترسیمی، ارایه گرافیکی
نمایش ماتریسی
بازنما، نمایشگر، نشانگر، نمونه، معرف، گویا، بیانگر، نماینده، قائممقام
نمونه معرف
سرکوب، سرکوبی، جلوگیری، فرونشانی
کپی کردن، چاپ کردن، تکثیر کردن، دوباره ایجاد کردن، نقل کردن
قابلیت بازتولید مقادیر اندازهگیری، قابلیت تکثیر اندازهگیریها
بازآفریدنی، تجدیدکردنی، تکثیرکردنی، چاپکردنی، قابل تکثیر، نقلکردنی
تولید، بازآفرینی، تکثیر، نسخهبرداری، تجدیدچاپ، کپی، نسخه بدل
تصویربرداری مجدد