سر جای خود برگرداندن، جایگزین شدن، جایگزین کردن، جانشین کردن، عوض کردن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلتعویض، جایگزینی، جانشینی، جانشین، جایگزین، عوض
جایگزینی بخش آسیبدیده
جواب، پاسخ، جواب دادن، پاسخ دادن
کارت پاسخ، پاسخنامه
گزارش، شرح، خبر، گزارش دادن، شرح دادن، مراجعه کردن، اطلاع دادن، خبر دادن، اعلام کردن
گزارش تصادف، گزارش حادثه
گزارش کار، گزارش فعالیت
گزارش سالانه
گزارش پیشنویس
گزارش کارشناسی
گزارش پلیس
گزارش تکمیل پروژه
گزارش تحقیق، گزارش پژوهش
گزارش هواشناسی
گزارش بازدید