تعمیر راه
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلتعمیر موقت
روکش مجدد، رویه مجدد
پس دادن، بازپرداختن، بازپرداخت کردن، برگرداندن، جبران کردن، تلافی کردن
بازپرداخت، پاداش، جبران، قسط
تکرار کردن، دوباره انجام دادن، بازگو کردن، دوباره گفتن، تأکید کردن، تکرار شدن
تکرارپذیری اندازهگیریها، قابلیت تکرار اندازهگیریها
توضیح تکمیلی
(نزدیک بودن نتایج اندازهگیریها در شرایط یکسان)
قابل تکرار، تکرار کردنی، تکرار شدنی
مکرر، پیاپی، پیدرپی، پشت سرهم
بارگذاری مکرر
تخلف مکرر، تخلف پیدرپی
تکرارکننده، ساعت زنگدار، دستگاه رله، دستگاه تقویتکننده (برق)
متخلف حرفهای
توضیح تکمیلی
(شخصی که تخلفش را تکرار میکند.)
تابلوی یادآوری، تابلوی تکراری
تکراری، مکرر، یکنواخت
بارگذاری تکراری