انجام دادن، ارایه کردن، عرضه کردن، (کمک) رساندن، موجب شدن، ترسیم کردن، اندودن، دوغاب کردن، گچ مالیدن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلاجرا، ترجمه، برگردان، اندودکاری (گچ، سیمان)، پرداخت، قلمزنی (نقشهکشی)
ارایه رنگی
اندود گچ آستر، آستر زبره
عوض کردن، تعویض کردن، جایگزین کردن، تجدید کردن، نیرو بخشیدن، تکرار کردن، تمدید کردن
نوسازی، اصلاح، بهبود، شروع مجدد، تجدید، تمدید
منطقه تحت نوسازی (بازسازی)
قرارداد تجدید شده
نوسازی، بازسازی، تعمیر، (مربوط به) نوسازی
نوسازی شهری
اجارهبها، اجاره، کرایه، اجاره کردن، کرایه کردن، اجاره دادن، کرایه دادن، اجاره شدن، اجاره رفتن
اجارهبها، پول اجاره، اجاره
کرایه اتومبیل، اجاره خودرو
عوارض تصرف جاده، مالیات اشغال خط عبوری
توضیح تکمیلی
(هزینهای که توسط پیمانکار در ازای بستن یک خط عبوری پرداخت میشود.)
خودروی کرایهای [اصطلاح آمریکایی]
ارزش اجارهای