عملیات آرامسازی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخللوله اطمینان
کنارگذر، جاده کمکی، مسیر انحرافی
شیر اطمینان
کم کردن، تقلیل دادن، از بین بردن، تسکین دادن، یاری رساندن، کمکرسانی کردن، از بار (ترافیک سنگین) کاستن، تخفیف دادن
کاستن از بار (ترافیک) راه
طاق دزد، جهازه
سکوی کاهنده (پیسازی)، سکوی کمکی (دیوار حایل)
بنای مذهبی، عمارت مذهبی
باقی ماندن، بر جا ماندن، به قوت خود باقی ماندن، توقف کردن، اقامت کردن
آثار، بقایا، تهمانده، باقیمانده، ویرانهها
آثار و بقایای (مربوط به) روم باستان
درمانی، ترمیمی، اصلاحی، جبرانی، تقویتی (کلاس، درس)
اقدام اصلاحی، معالجه، درمان
معالجه، درمان، علاج، جبران، ترمیم، اصلاح کردن، جبران کردن، ترمیم کردن
(دوباره) مخلوط کردن