چراغ قرمز چشمکزن برای توقف [اصطلاح آمریکایی]
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلمدت زمان قرمز بودن، زمان قرمز (چراغ راهنمایی)
علامت آدمک قرمز چراغ راهنمایی (ایست عابر پیاده)
آزاد کردن، از رهن درآوردن، بازخریدن، پرداختن، تسویه کردن (قرض، قسط)، نقد کردن، به پول تبدیل کردن، وفا کردن، عمل کردن، جبران کردن
بازخرید، بازپرداخت، از گرو درآوردن، فک رهن، تسویه (رهن)، نقد کردن (سهام)
بازسازی کردن، نوسازی کردن، از نو ساختن، تجدید بنا کردن
نوسازی، بازسازی، تجدید بنا
به آدرس جدید فرستادن، جهت را عوض کردن، تغییر جهت دادن، به کار دیگری تخصیص دادن، در جای دیگری به کار انداختن، استفاده بهتری کردن
ضربهگیر دارای قابلیت هدایت مجدد (وسیله نقلیه به مسیر)
کم کردن، کاهش دادن، تقلیل دادن، کاستن، ارزان کردن، تنزل دادن
کاهشیافته، تخفیفیافته، تقلیلیافته، با تخفیف، ساده شده، تحویلیافته (ریاضی)
تونل کمارتفاع
زیرگذر کمارتفاع
کارت تخفیف
نرخ کاهشیافته، نرخ تنزیلیافته
سرعت کاهش یافته