دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۲۶,۶۵۹ مدخل
مرتب‌شده بر اساس واژه انگلیسی

آزاد کردن، از رهن درآوردن، بازخریدن، پرداختن، تسویه کردن (قرض، قسط)، نقد کردن، به پول تبدیل کردن، وفا کردن، عمل کردن، جبران کردن

بازخرید، بازپرداخت، از گرو درآوردن، فک رهن، تسویه (رهن)، نقد کردن (سهام)

به آدرس جدید فرستادن، جهت را عوض کردن، تغییر جهت دادن، به کار دیگری تخصیص دادن، در جای دیگری به کار انداختن، استفاده بهتری کردن

کم کردن، کاهش دادن، تقلیل دادن، کاستن، ارزان کردن، تنزل دادن

کاهش‌یافته، تخفیف‌یافته، تقلیل‌یافته، با تخفیف، ساده شده، تحویل‌یافته (ریاضی)