بازسازی، بازآفرینی، احیا، سرگرمی، تفریح، تجدید قوا، استراحت
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلتفریحگاه، استراحتگاه
منطقه تفریحی
سفر تفریحی
تکرارشونده، بازگشتنی، عودکننده
سرباز جدید، عضو جدید، سربازگیری کردن، به خدمت فراخواندن، نیروی تازه جذب کردن، استخدام کردن، به کار گماشتن، تجدید قوا کردن، بازیافتن (سلامتی)
عضوگیری، سربازگیری، استخدام، جذب نیرو
مستطیل، مستطیل شکل، راستگوشه
مستطیل شکل، مستطیل، مستطیلی، راستگوشه
مختصات عمودی، مختصات دکارتی
نمودار مستطیلی تنش
بست مستطیلی
سرریز مستطیلی (مهندسی هیدرولیک)
شاخص تصحیحشده
تصحیح کردن، اصلاح کردن، درست کردن، رفع کردن، تصفیه کردن، پالودن، یکسو کردن (جریان برق)
مستقیم، دارای خطوط راست، راست خط