ثبت، ضبط، برنامه ضبط شده
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلثبت تصادف
ثبت جرم
ضبط روی نوار ویدیویی
ضبط ویدیویی، ثبت ویدیویی
باراننگار
دستگاه ثبت تراز آب
بایگان، شخص مسؤول نگهداری اسناد
کمک، حمایت، توسل، کمکگیری
بازیافتن، دوباره به دست آوردن، پیدا کردن، بیرون آوردن، کشف کردن، بازپس گرفتن، جدا کردن، بهبود یافتن، خوب شدن، به وضع عادی برگشتن
جبرانپذیر، قابل جبران، بازیافتنی، وصولشدنی، قابل استرداد، قابل وصول
تغییر شکل برگشتپذیر، تغییر شکل قابل برگشت
بازیابی، بازیافت، پیدا شدن، کشف دوباره، بهبود، بهبودی، بهتر شدن، تجدید قوا، جبران
بهبود اقتصادی
بازگشت الاستیک
بازآفرینی کردن، بازسازی کردن، از نو ساختن، احیا کردن