بازسازی، نوسازی، ترمیم، تجدید بنا
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلبازسازی (صحنه) تصادف
بازسازی خطوط عبوری
گزارش، شرح، سند، مدرک، یادداشت، ثبت، سابقه، پیشینه، اثر، بایگانی، پرونده، ثبت کردن، یادداشت کردن، ضبط کردن، نوشتن، وارد دفتر کردن، گزارش دادن، نشان دادن (با عقربه و درجه)، ضبط شدن
سابقه پاک، عدم سوء پیشینه
سوابق پلیس، بایگانی پلیس
ثبت میزان بارش
سابقه خدمات
سابقه مدرک، ثبت مدرک، ثبت سند
سابقه تخلفات
ثبتکننده، دستگاه ثبت، ضبطکننده، دستگاه ضبط
دستگاه ثبت خودکار ترافیک
ثبتکننده تصادف
دستگاه ثبت رویداد (حادثه)
کیلومترشمار
مایلشمار، مسافتسنج بر حسب مایل