دراز کشیدن، تکیه دادن، لم دادن، عقب خوابیدن، عقب رفتن، عقب خواباندن، عقب بردن (صندلی)
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخل(صندلی) با پشتی متحرک
صندلی با پشتی متحرک
تشخیص، شناسایی، بازشناسی، تصدیق، تأیید
تشخیص مصنوعی
توضیح تکمیلی
(تشخیص بدون استفاه از حواس انسانی)
شناسیایی مشخصه، شناسایی خصوصیت، تشخیص ویژگی
شناسایی الگو [دادهها]
تشخیص ویدیویی، شناسایی ویدیویی
شناختن، به جا آوردن، بازشناختن، تشخیص دادن، تأیید کردن، تصدیق کردن، اذعان کردن، قبول داشتن، وقوف یافتن، دریافتن
مناسب دانستن، شایسته دانستن، توصیه کردن، پیشنهاد کردن، سفارش کردن، معرفی کردن، صلاح دانستن، توصیه کردن، قابل قبول ساختن
سفارش، توصیه، پیشنهاد، معرفی، توصیهنامه، معرفینامه، امتیاز، مزیت
توصیه برای استفاده، توصیه کاربری
مسیر پیشنهادی، مسیر توصیهشده
سرعت توصیهشده (پیشنهادی)
شناسایی مقدماتی، اکتشاف، گشت اکتشافی، اکتشافی، (مربوط به) اکتشاف، بازدید مقدماتی، شناسایی کردن
گروه شناسایی