اتاقک خدمات اضطراری
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلچراغ توکار
دوباره شارژ کردن، دوباره پر کردن
قابل شارژ، شارژ شدنی
باتری قابل شارژ
کارت قابل شارژ
مجرم سابقهدار، تکرارکننده تخلف
گردش مجدد، انتشار مجدد، دوباره به جریان انداختن
بازگردش گاز، گردش مجدد گاز
متهور، بیباک، بیپروا، بیاحتیاط، بیفکر، بیملاحظه، بیمحابا، بیتوجه، عجول، شتابزده، متهورانه، بیباکانه، عجولانه، باشتاب
راننده بیاحتیاط، راننده بیپروا، راننده بیمسؤولیت
رانندگی بیاحتیاط، رانندگی بیدقت، رانندگی بیملاحظه
بازیافتن، دوباره به دست آوردن، پس گرفتن، درخواست استرداد کردن، آباد کردن، احیا کردن، بازسازی کردن (زمین)، اصلاح کردن، دوباره استخراج کردن، بازیابی کردن، دوباره جدا کردن
احیاشده، بازسازیشده
سنگدانه بازیافتی (راهسازی) (RAM)
مصالح خردهآسفالتی (RAP)