آینه بغل اتومبیل، آینه گوشه اتومبیل (کنار گلگیر)
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلقسمت عقب، عقب، پشت، منتهیالیه
وسیله نقلیه دیفرانسیل عقب
برجهندگی، برگشت، برگشتن، کمانه کردن، نتیجه عکس دادن
برگشت ارتجاعی، بازگشت الاستیک
منحنی باربرداری، منحنی واگشت
دریافت، وصول، قبض، رسید، اعلام وصول کردن، پای (صورتحساب و ...) را امضا کردن، مهر دریافت (شد) زدن
دریافت کردن، گرفتن، وصول کردن، استقبال کردن، پذیرایی کردن، برخورد کردن، تلقی کردن، عکسالعمل نشان دادن
پذیرفته شده، مورد قبول، مقبول، متداول، معمول
گیرنده، دریافتکننده، وصولکننده، گوشی (تلفن)، (دستگاه) رادیو، تلویزیون
تازه، جدید، نوظهور، اخیر، متأخر
به تازگی، اخیراً، در این اواخر، تازگیها
راننده مبتدی، راننده تازهکار
پذیرایی، پذیرش، قبول، استقبال، بخش پذیرش، دریافت (رادیو، تلویزیون)
دریافت پیشنهاد (قیمت در مزایده یا مناقصه)
گودی، عقبرفتگی، تورفتگی، کاو دیوار، تاقچه، محفظه، جای خالی، گوشه، کنار، عقبتر ساختن (پنجره و ...)، عقب بردن، تورفتگی ایجاد کردن، تاقچهدار کردن (دیوار)