نسبت وزن به توان
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلنسبت منطقه ساخته شده (شهری)
گره خوردن، در هم بر هم شدن، ریش ریش کردن، باز شدن، شکافته شدن
کرموشدگی (روسازی)
آب کَند، مسیل
خام، نپخته، طبیعی، عملنیامده، ناخالص، تصفیه نشده، پردازش نشده، بررسی نشده، بیتجربه، تازهکار
دادههای خام، اطلاعات خام
مواد اولیه، مواد خام
پرتو، اشعه، شعاع
اشعه تابشی، شعاع تابش
اشعه ایکس، پرتوی ایکس
دامنه دسترسی، میدان دسترسی، دسترس، دسترسی، راستا (رودخانه)، رسیدن، دست یافتن، نایل شدن، (نتیجه) گرفتن، تماس گرفتن، ارتباط برقرار کردن، دسترسی پیدا کردن، امتداد داشتن
دسترسی مستقیم
عکسالعمل نشان دادن، واکنش نشان دادن، حساس بودن، حساسیت نشان دادن
واکنش، عکسالعمل، عمل متقابل، تأثیر، انعکاس، حساسیت
واکنش قلیا ـ سنگدانه