محدوده دانهبندی
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلمقام، مرتبه، شأن، پایه، پایگاه، صف، ردیف، به صف در آوردن، ردیف کردن، به خط کردن
ایستگاه تاکسی (بریتانیا)
ایستگاه تاکسی (بریتانیا)
طبقهبندی، ردهبندی، رتبهبندی، رتبه، مقام، مرتبه، رده
طبقهبندی راه، رتبهبندی راه
معیار طبقهبندی، ملاک ردهبندی
تند، سریع، پرشتاب (شیب) تند، ناگهانی، سریعالسیر
قیر زودگیر، قیر محلول زودگیر
قیر محلول زودگیر، قیر زودگیر
سیستم حملونقل سریع، سیستم ترانزیت سریع
ترافیک میانبر
توضیح تکمیلی
(میانبر زدن از خیابانهای فرعی برای پرهیز از ترافیک سنگین)
نرخ، آهنگ، نسبت، معیار، میزان، اندازه، درجه، مرتبه، پایه، دستمزد، قیمت، تعرفه، بها، سرعت، شتاب، مالیات، عوارض شهرداری (خانه، زمین و ...)، به حساب آوردن، به شمار آوردن، بها دادن، ارزشمند قلمداد کردن، تخمین زدن، برآورد کردن، ارزیابی کردن، شمردن، نرخ بستن، نرخ مالیات تعیین کردن، به حساب آمدن، به شمار آمدن
میزان تصادفات، نرخ تصادفات
نرخ بهره بانکی
درصد خطای دوتایی (خطای دید)، میزان اشتباه دو دویی