آزمایش برش زهکشی نشده (خاک)
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلآهک زنده، آهک آبندیده
ماسه بادی، ماسه روان
آرام، ملایم، ساکت، بیحرکت، ساکن، راکد، کساد، بیسروصدا، خلوت، بیدغدغه، بیتشویش، آرام کردن، خاموش کردن، ساکت کردن، آرام شدن، خاموش شدن، ساکت شدن
بند انتفاع بی دغدغه
توضیح تکمیلی
بند مهمی در قرارداد لیزینگ مادر که به مستاجر ، مادامی که مرتکب تخلفی نشده باشد ، اجازه استفاده بدون تشویش از دارایی را می دهد.
خیابان آرام (کمتردد)
منطقه با خیابانهای کمتردد (آرام)
خارج قسمت، بهر (ریاضی)، میزان، درجه، مقدار
R R
مسابقه، رقابت، مبارزه، زورآزمایی، نژاد، نسل، نوع، تبار، دودمان، اسبدوانی، مسابقه دادن، دویدن، پشتسر گذاشتن، عجله کردن، شتاب کردن، در مسابقه شرکت کردن، در جا کار کردن (موتور)، به سرعت سپری شدن (زمان)، با عجله بردن، با شتاب بردن
دوی ماراتن، مسابقه اتومبیلرانی
توضیح تکمیلی
(مسابقهای که مسیر آن بر روی جاده واقع است.)
زمین مسابقه، میدان اسبدوانی، میدان کورس، پیست اسبدوانی، مسیر مسابقه
مسابقه، رقابت
ماشین (اتومبیل) مسابقه
مسیر مسابقه
جا، تاقچه، رف (در قطار، هواپیما، اتوبوس)، پایه، قاب، آشغالگیر (هیدرولیک)