پرسش، سوال، مسأله، موضوع، قضیه، امر، تردید، شک، سوال کردن، پرسیدن، جویا شدن، بازجویی کردن، مورد تردید قرار دادن، تردید کردن، شک داشتن، شک کردن، زیر سوال بردن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلپرسشنامه
پرسشنامه (ارایه شده) در وسیله نقلیه
پرسشنامه پستی
پرسشنامه (ارایه شده) در حاشیه راه (به رانندگان و مسافرین)
صف، ردیف، صف بستن
مطالعه تحلیل صف
تخلیه صف
طول صف، درازای صف
صف بستن، صف کشیدن [ترافیک]
تابلوی هشدار وجود صف (ترافیک سنگین)
خط عبوری انتظار (صف)
چابک، فرز، پرشتاب، تند، فوری، حساس، زود، فوراً، به سرعت، بلافاصله، بیدرنگ
ناپایداری، تعلیق (خاک)
گیرش آنی (سیمان، بتن)
سیمان زودگیر