پالس الکتریکی، ضربان الکتریکی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلپالس الکترونیکی
آسیاب کردن، ساییدن، به صورت گرد در آوردن
آرد کردن، پودر کردن، آسیاب کردن، ساییدن
خاکستر بادی، نرمه خاکستر
گردساز
تلمبه، پمپ، تلمبه زدن، پمپاژ کردن، بنزین زدن
تلمبه آتشنشانی
پمپ بنزین
پمپ آب
پمپاژ، تلمبهزنی
ایستگاه پمپاژ، تلمبهخانه
سوراخکن، دستگاه پانچ، منگنه، سوراخ کردن، پانچ کردن
کارت پانچ
نوار پانچشده، نوار سوراخشده
پنچری، سوراخ، سوراخشدگی، سوراخ کردن، پنچر کردن، سوراخ شدن، پنچر شدن