پیشنهاد، طرح، نقشه، برنامه
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلپیشنهاد مطالعه، پیشنهاد بررسی
پیشنهاد کردن، توصیه کردن، طرح کردن، مطرح کردن، قصد داشتن، نیت داشتن، در نظر داشتن
برنامهریزی پیشنهادی، طراحی پیشنهادی
سیستم پیشنهادی
پیشنهاد، طرح، مسأله، موضوع، مطلب، حکم، سخن، قضیه (هندسی)
اختصاصی (کالا)، انحصاری (نام)، ملکی (حق)، (مربوط به) مالکیت، (مربوط به) مالک، مالکانه
مالک، صاحب
مالک زمین
تحت تعقیب قرار دادن، تحت پیگرد قانونی قرار دادن، ادامه دادن، دنبال کردن، پیگیری کردن، پی گرفتن
تعقیب، تعقیب قانونی، پیگرد قانونی
پرسیدن اسم و آدرس جهت پیگیری
منظره، دورنما، چشمانداز، تصور، فکر، امید، انتظار، کاندیدا، نامزد، دست به اکتشاف زدن، کاوش کردن، جستجو کردن
منطقه حفاظتشده
زمین حفاظتشده [قانون ساختوساز]
محافظت کردن، حفاظت کردن، حفظ کردن، نگهداری کردن، مراقبت کردن، حراست کردن، ایمن کردن، دفاع کردن، حمایت کردن، پشتیبانی کردن، بیمه کردن