دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۲۶,۶۵۹ مدخل
مرتب‌شده بر اساس واژه انگلیسی

سودآور، سودده، پرمنفعت، پرسود، مقرون‌به‌صرفه، سودمند، پرفایده، مفید، پربار، بافایده

برنامه، نقشه، طرح، برنامه‌ریزی کردن، طراحی کردن، نقشه ریختن، تنظیم کردن، برنامه‌نویسی کردن (کامپیوتر)

برنامه، نقشه، طرح، برنامه‌ریزی کردن، طراحی کردن، نقشه ریختن، تنظیم کردن، برنامه‌نویسی کردن (کامپیوتر)