حفاظت بنا
توضیح تکمیلی
(اقداماتی برای حفظ و نگهداری مصالح موجود، یکپارچگی و شکل ساختمان)
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
حفاظت بنا
(اقداماتی برای حفظ و نگهداری مصالح موجود، یکپارچگی و شکل ساختمان)
پوشش محافظ (فلز)، ماده محافظ (چوب)
محافظت کردن، حفاظت کردن، نگهداری کردن، حفظ کردن، محفوظ نگهداشتن
از پیش تنظیم کردن
زمان از قبل تعیین شده سبز بودن (چراغ راهنمایی)
از پیش تنظیم کردن
فشار، دستگاه فشار، ماشین چاپ، مطبوعات، پخش اخبار، مطبوعاتی، پوشش خبری، مؤسسه انتشارات، نشر، انتشارات، فشار دادن، فشردن، فشار آوردن، مجبور کردن، تأکید کردن، تکثیر کردن
آژانس خبری، خبرگزاری
بریده جراید
اطلاعیه رسمی، اعلامیه رسمی
فشار، میزان فشار، باد (لاستیک، اتومبیل)، مجبور کردن، وادار کردن، واداشتن
رانش مؤثر خاک، رانش محرک خاک
فشار هوا
فشار جوی
فشار تحکیم
فشار وارده از طرف تایرها یا چرخ زنجیر یک وسیله نقلیه موتوری به زمین