بتن مسلح پیشساخته
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلروسازی با دال پیشساخته
محدوده، محوطه، حوزه، ناحیه، منطقه، بخش، (محوطه) اطراف، دور و بر، حوالی
منطقه مخصوص عابر پیاده
لبه پرتگاه
رسوب، تهنشست، بارش، بارندگی، ناگهانی، غیر منتظره، تسریع کردن، سرعت بخشیدن، پیش انداختن، جلو انداختن، پیش راندن، رسوب کردن، تهنشین شدن
شتاب، شتابزدگی، رسوب، تهنشست، بارندگی، بارش، میزان بارندگی
ارتفاع بارش، میزان بارش
اندازهگیری میزان بارش، بارانسنجی
دقت، وضوح، روشنی، دقیق
دقت یک دستگاه
دقت آزمایشها
مصالح سنگ شکسته پیشاندود
پیشاندود
توضیح تکمیلی
(اندود نمودن سنگدانهها با چسبانندههای قیری قبل از استفاده)
از پیش تعیین کردن، از پیش معین کردن
از پیش تعیین شده، از پیش معلوم شده، از پیش مشخص شده، از پیش برنامهریزی شده