در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

counter

اندازه‌گیر، دستگاه شمارش، شمارشگر، کنتور

counterbalance

وزنه تعادل، عامل تعادل، عامل توازن، نیروی تعادل، نیروی توازن، موازنه برقرار کردن، تعادل ایجاد کردن

country

کشور، مملکت، میهن، وطن، سرزمین، مردم کشور، ملت، روستا، ده، روستایی، ناحیه، منطقه

country area

منطقه خراج شهری، منطقه برون‌شهری

countryside

خارج شهر، بیرون شهر، ناحیه روستایی

county

شهرستان، ناحیه، اهالی استان، اهالی ناحیه

county borough

شهرستان آزاد (بریتانیا)، حوزه انتخابی (نمایندگی مجلس)

county hall

ساختمان بخشداری، ساختمان فرمانداری

county seat [USA]

مرکز استان، مرکز ناحیه، حاکم‌نشین [اصطلاح آمریکایی]

county town

مرکز استان، مرکز ناحیه، حاکم‌نشین

coupling

اتصال، پیوند، بست، چفت، بازوی اتصال

course

مسیر، طریق، خط سیر، بستر (رود)، زمین (ورزش)، روش، روال، دوره، درس، کلاس، لایه، ردیف، رگ‌چین (بنایی)، شتافتن، جاری شدن، جاری بودن

course (base)

لایه اساس، قشر اساس، کرسی چینی (بنایی)

«‹ ۹۷  ۹۸  ۹۹ ۱۰۰ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۹۹ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰