در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

correction

اصلاح، تصحیح، بهسازی، بهبودبخشی

correspondence

مطابقت، تطابق، انطباق، سازگاری، هماهنگی، موافقت، مشابهت، همانندی، تناظر، تقابل

corridor

کریدور، راهرو، دهلیز، دالان

corrosion

خوردگی (فلزات، بتن)، فرسایش، زنگ‌زدگی، تحلیل رفتن، تباهی، فساد

corrugated

موج‌دار، کنگره‌دار، چین‌دار

corrugation

چین، موج، تا، شیار، چین دادن، تا زدن، موج دادن، چین‌خوردگی، تاخوردگی

cost

قیمت، نرخ، هزینه، بها، ارزش داشتن، قیمت داشتن، قیمت‌گذاری کردن، برآورد کردن

cost (actual)

قیمت تمام شده واقعی، هزینه واقعی

cost (estimated)

هزینه تخمینی، هزینه برآوردشده، هزینه پیش‌بینی شده

cost (fixed)

هزینه ثابت، قیمت تمام شده ثابت

cost (historical)

هزینه اولیه، هزینه واقعی، هزینه تمام شده واقعی

صفحه  97  از  445