در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

cooperation

همکاری، تعاون، همیاری، تشریک مساعی، مساعدت، کمک

cooperative

تعاونی، کمک‌کار، دستگیر، مشترک، جمعی

coordinate

مختصات، همپایه، هم‌مرتبه، هم‌تراز، هماهنگ، هماهنگ‌کردن، متناسب ساختن، منظم کردن

coordination

هماهنگ‌سازی، هماهنگی، تنظیم، ترتیب، آرایش، تناسب، نظم

coordinator

هماهنگ‌کننده، تنظیم‌کننده

copper

مس، پول خرد، پول سیاه، پشیز

copse

بیشه‌زار، بوته‌زار

copy

نسخه، رونوشت، روگرفت، کپی، کپیه، فتوکپی، نسخه، جلد (کتاب)، شماره (روزنامه، مجله)، رونویس کردن، کپی کردن، نسخه برداشتن

copy (hard)

کپی چاپ شده، نسخه سخت، نسخه چاپی

copy (soft)

نسخه نرم، نسخه غیرچاپی (کامپیوتر)

copyright

حقوق انحصاری اثر (کتاب، فیلم)، حق چاپ، حق طبع و نشر

corbelling

پیش‌آمدگی، بیرون‌نشستگی

cordon survey

مطالعه وضعیت سفرها در خطوط مرزی مناطق ترافیکی یک شهر، مطالعه ترافیک ورودی و خروجی به یک محدوده که با خط فرضی مشخص شده است.

core

مرکز، وسط، مغزه (سنگ، بتن)، هسته (سد خاکی، ستون بتنی)، فضای درونی، هسته (ساختمان)

core drill

مته نمونه‌گیری، مته مغزه‌گیری

coring machine

دستگاه نمونه‌گیری، دستگاه مغزه‌گیری

coring [sample]

مغزه‌گیری، گمانه‌زنی، نمونه‌برداری

corner

گوشه، نبش، کنج، زاویه، خلوت، گوشه دنج، گیر انداختن، در تنگنا انداختن، در مضیقه گذاشتن، پیچیدن

cornice

قرنیز، رخبام، رده‌گیر

corollary

استنتاج، نتیجه منطقی، نتیجه طبیعی، فایده، لازمه، پیامد

corporate

مربوط به شرکت، گروهی، جمعی، اشتراکی، دسته‌جمعی، مشترک، متحد

corporate image

تصویر تجاری، آرم تجاری، تصویر ثبت شده

corporate strategy

راهبرد یک سازمان یا شرکت یا هدف دستیابی به موفقیت تجاری در بلند مدت

corporation

انجمن شهر، شرکت سهامی، مؤسسه، شرکت با مسؤولیت محدود

«‹ ۹۴  ۹۵  ۹۶ ۹۷ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۹۶ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰