contraflow cycle lane مسیر ویژه دوچرخه و موتورسیکلت در جهت عکس ترافیک، خط عبوری مخصوص وسایل نقلیه دوچرخ در جهت مخالف جریان ترافیک
control کنترل، نظارت، مراقبت، رسیدگی، هدایت، فرمان، جلوگیری، منع، اداره، تنظیم، مسلط شدن، کنترل کردن، جلوگیری کردن، هدایت کردن، اداره کردن، نظارت کردن، تنظیم کردن