در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

contracting

قرارداد بستن، پیمانکاری، مقاطعه‌کاری

contractor

پیمانکار، مقاطعه‌کار، طرف مقاطعه

contraflow

خلاف جهت، عکس، در جهت مخالف

contraflow bus lane

خط عبوری ویژه اتوبوس در جهت مخالف جریان ترافیک

contraflow cycle lane

مسیر ویژه دوچرخه و موتورسیکلت در جهت عکس ترافیک، خط عبوری مخصوص وسایل نقلیه دوچرخ در جهت مخالف جریان ترافیک

contrast

تضاد، کنتراست، اختلاف، فرق، مقایسه، سنجش

contravene

تخطی کردن، نقض کردن، تخلف کردن، مخالفت کردن، ناهماهنگ بودن

control

کنترل، نظارت، مراقبت، رسیدگی، هدایت، فرمان، جلوگیری، منع، اداره، تنظیم، مسلط شدن، کنترل کردن، جلوگیری کردن، هدایت کردن، اداره کردن، نظارت کردن، تنظیم کردن

control (parking)

کنترل پارکینگ، مراقبت پارکینگ، نظارت پارکینگ

«‹ ۹۱  ۹۲  ۹۳ ۹۴ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۹۳ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰