در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

condition (operating)

وضعیت بهره‌برداری، وضعیت عملکردی، شرط بهره‌برداری

conduct

رفتار، کردار، سلوک، اداره، رهبری، هدایت، راهنمایی کردن، هدایت کردن، اداره کردن، رهبری کردن، عبور دادن، هادی بودن

conduction

انتقال، هدایت، رسانش (برق، حرارت و ... )

conductivity

قابلیت هدایت الکتریکی، رسانایی، قابلیت انتقال

conductor

رهبر، مدیر، کمک راننده، شاگرد شوفر، مأمور قطار، مأمور بلیط، کنترل‌چی، رسانا، هادی

conduit

لوله‌، مجرا، کانال (سیم برق، آب و ...)

cone

مخروط، قیف، مخروط ایمنی

conference

همایش، کنفرانس، گرد هم‌آیی، مجمع، مذاکره، گفتگو، رایزنی

configuration

پیکربندی، ترکیب‌بندی، شکل‌بندی، ظاهر، شکل، شکل ظاهر، هیأت، آرایش

conflict

تداخل، برخورد، درگیری، تضاد، تعارض، اختلاف، با هم مغایرت داشتن، با هم اختلاف داشتن، با هم برخورد داشتن

conflicting

تداخلی، متضاد، مخالف، متعارض

صفحه  89  از  445