در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

compliance

اجابت، رعایت، اطاعت، پیروی، قبول، پذیرش، موافقت

comply

تبعیت کردن، پیروی کردن، پذیرفتن

component

تشکیل دهنده، سازنده، مؤلفه، جزء سازنده، عنصر، قطعه، جزء

composite a/

مرکب، ترکیبی، ترکیب شده، مختلط، آمیخته، ترکیب

composition

ترکیب، تلفیق، تألیف، نگارش، اجزای سازنده، عناصر تشکیل دهنده، ساخت، اثر، ساخته

compound

ترکیب، مجتمع، کوی، حیاط، محوطه، ترکیب کردن، ساختن، مخلوط کردن، توافق کردن، تشدید کردن، وخیم‌تر کردن

compress

به هم فشردن، فشردن، متراکم کردن

compressibility

قابلیت فشردگی، قابلیت تراکم، تراکم‌پذیری

«‹ ۸۳  ۸۴  ۸۵ ۸۶ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۸۵ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰