در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
company (electric)
شرکت برق
company (insurance)
شرکت بیمه، کمپانی بیمه
company (leasing)
شرکت لیزینگ، شرکت اجارهدهنده
company (limited - ability)
شرکت با مسؤولیت محدود
company (motorway concessionary)
شرکت صاحب امتیاز آزادراه
company (oil)
کمپانی نفتی، شرکت نفت
company (parten)
شرکت مادر
company (public limited)
شرکت سهامی عام (بریتانیا)
company (statutory)
شرکت قانونی
company (utility)
شرکت خدماتی (برق، آب، گاز و ...)
comparative
مقایسهای، تطبیقی، سنجشی، نسبی
comparative figure
رقم مقایسهای
comparative test
آزمایش مقایسهای
comparative value
ارزش نسبی
compartment
قسمت، بخش، کوپه (قطار)، کابین، اتاق (کشتی)
compartment (passenger) [vehicle]
محل نشستن مسافر [وسیله نقلیه]
compass
قطبنما، جهتیاب، حد، مرز، پیرامون، دامنه، گستره، وسعت، احاطه کردن
compatibile microcomputer
ریزرایانه سازگار
compatibility
توافق، سازگاری، هماهنگی، تناسب
compatibility (equipment)
سازگاری تجهیزات، هماهنگی تجهیزات
compatibility (movement)
سازگاری جباجایی، هماهنگی حرکت
compendium of laws
رساله قانون، کتاب قانون
compensate v/
جبران کردن، خسارت دادن، غرامت دادن، پاداش دادن، ترمیم دادن، تعدیل کردن، تصحیح کردن
compensated error
خطای تعدیل شده
compensation
جبران، تلافی، ترمیم، خسارت، تاون، غرامتف تصحیح، تعدیل
compensation (risk)
جبران ریسک، جبران خطر احتمالی
competence
توانایی، قدرت، قابلیت، کاردانی، کارایی، شایستگی، لیاقت، صلاحیت
competence (transfer of)
تفویض صلاحیت
competent
توانا، قادر، باکفایت، ماهر، شایسته، ذیصلاح، صلاحیتدار،
competent authority
اداره صلاحیتدار، مقام ذیصلاح
competent jurisdiction (court of)
دادگاه قضایی ذیصلاح، دادگاه دارای صلاحیت قضایی
competition
رقابت، همچشمی، مبارزه، مسابقه
competition (design)
رقابت در طراحی
competition (unfair)
رقابت ناعادلانه، رقابت ناسالم
competitive bidding procedure
روال مزایده رقابتی، روال مناقصه رقابتی
competitive tendering
مزایده رقابتی، مناقصه رقابتی
competitor
رقیب، حریف، رقابتکننده
compilation
تألیف، تدوین، گردآوری، جمعآوری، تنظیم (فهرست)
compile
گردآوردن، تألیف کردن، تدوین کردن، جمعآوری کردن، تنظیم کردن
compiled form
فرم گردآوری شده، فرم تنظیم شده
compiler
مؤلف، گردآورنده، تدوین کننده، تنظیم کننده
compiling programme
برنامه گردآوری
complaint
شکایت، گله، اظهار نارضایتی، اظهار ناخشنودی
complaint about noise
شکایت علیه سروصدا
complementary angle
زاویه مکمل
completet
کامل، انجام یافته، تمام شده، کامل کردن، تکمیل کردن، به انجام رساندن، به اوج رساندن
completet creack
ترک کامل، شکستگی
completion
انجام، اتمام (کار، قرارداد)، تکمیل، پایان
completion (data of practical)
تاریخ تکمیل واقعی
completion of works
اتمام کارها، تکمیل کارها
completion report (project)
گزارش تکمیل پروژه
completion time
زمان تکمیل پروژه، زمان پایان کار
complex
پیچیده، دشوار، سخت، مجموعه، مجتمع
complex (industrial)
مجتمع صنعتی
complex (school)
مجتمع آموزشی
complex (sporting)
مجتمع ورزشی
complex modulus
ضریب مختلط، مدول مختلط
complex number
عدد مرکب
complex strain
کرنش مرکب
complex stress
تنش مرکب
صفحه 84 از 445