در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

comparative

مقایسه‌ای، تطبیقی، سنجشی، نسبی

compartment

قسمت، بخش، کوپه (قطار)، کابین، اتاق (کشتی)

compass

قطب‌نما، جهت‌یاب، حد، مرز، پیرامون، دامنه، گستره، وسعت، احاطه کردن

compensate v/

جبران کردن، خسارت دادن، غرامت دادن، پاداش دادن، ترمیم دادن، تعدیل کردن، تصحیح کردن

compensation

جبران، تلافی، ترمیم، خسارت، تاون، غرامتف تصحیح، تعدیل

competence

توانایی، قدرت، قابلیت، کاردانی، کارایی، شایستگی، لیاقت، صلاحیت

competent

توانا، قادر، باکفایت، ماهر، شایسته، ذیصلاح، صلاحیت‌دار،

competition

رقابت، همچشمی، مبارزه، مسابقه

compilation

تألیف، تدوین، گردآوری، جمع‌آوری، تنظیم (فهرست)

compile

گردآوردن، تألیف کردن، تدوین کردن، جمع‌آوری کردن، تنظیم کردن

compiler

مؤلف، گردآورنده، تدوین کننده، تنظیم کننده

complaint

شکایت، گله، اظهار نارضایتی، اظهار ناخشنودی

completet

کامل، انجام یافته، تمام شده، کامل کردن، تکمیل کردن، به انجام رساندن، به اوج رساندن

completion

انجام، اتمام (کار، قرارداد)، تکمیل، پایان

complex

پیچیده، دشوار، سخت، مجموعه، مجتمع

«‹ ۸۲  ۸۳  ۸۴ ۸۵ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۸۴ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰