command [USA] دستور، فرمان، حکم، امر، فرماندهی، حاکمیت، سلطه، تسلط، فرمان دادن، دستوردادن، امر کردن، تحت اختیار خود داشتن [اصطلاح آمریکایی]
commission کمیسیون، هیأت، کمیته، مأموریت، نمایندگی، اختیار، سفارش، حکم، فرمان، مأموریت دادن، نمایندگی دادن
commitment واگذاری، سپردن، تسلیم، تحویل، مسؤولیت، تعهد، تقبل، عهد، پیمان، حکم توقیف، ارجاع به کمیسیون