close نزدیک، نزدیک هم، به هم فشرده، بیفاصله، دقیق، پیگیر، بنبست (کوچه)، بستن، مسدود کردن (جاده، لوله)، پایان دادن، خاتمه دادن، به هم نزدیک شدن، به هم نزدیک کردن، نزدیک شدن