در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

climatic a/

آب و هوایی، اقلیمی، مربوط به آب و هوا

clinlker

کلینکر، جوش کوره، کلوخه (سیمان)، پوکه زغال سنگ

clip

بست، گیره، گیره زدن، با گیره وصل کردن

clock

ساعت (دیواری یا رومیزی) وقت گرفتن، وقت نگه داشتن

clog

مانع، سد، بستن، سد کردن، مسدود کردن (لوله، گذرگاه)، از حرکت انداختن، کند کردن (دستگاه)

close

نزدیک، نزدیک هم، به هم فشرده، بی‌فاصله، دقیق، پیگیر، بن‌بست (کوچه)، بستن، مسدود کردن (جاده، لوله)، پایان دادن، خاتمه دادن، به هم نزدیک شدن، به هم نزدیک کردن، نزدیک شدن

close grading

دانه‌بندی بسته، دانه‌بندی با اندازه‌های نزدیک به هم

closed

بسته، مسدود (راه)، بند، گرفته (لوله)، تعطیل

closed loop

حلقه بسته، لوپ بسته، مدار بسته

closed to traffic (road)

راه به روی ترافیک عبوری بسته راست، راه بسته شده به روی ترافیک

closure

انسداد، بستن، پایان، انتها، خاتمه

cloud

ابر، خیل، توده، لکه، سیاهی، ابرگرفتن، تیره کردن، کدر کردن، تاریک شدن

clump

کپه، دسته، انبوه

cluster

خوشه، گروه، دسته، انباشت، تراکم، جمع شدن، دسته شدن، گرد آمدن

cluster houses

مجموعه‌ای از منازل با امکانات مشترک (استخر، سالن ورزش و ...)

clutch

کلاچ (اتومبیل)، محکم کردن، چنگ زدن

clutter

آشفتگی، درهم برهمی، شلوغی، بی‌نظمی

coach

اتوبوس (بین شهری)، کالسکه، ارابه، واگن (راه‌آهن)، درشکه، مربی، معلم خصوصی، درس دادن

صفحه  78  از  445