در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

central bus lane

خط عبوری میانی ویژه اتوبوس (در وسط خیابان)

centralization

مرکزی کردن، متمرکز کردن، مرکزیت دادن، تمرکز دادن

centre

مرکز، وسط، میانه، کانون، محل تجمع، مجتمع، در مرکز قراردادن، مرکزی کردن، متمرکز کردن

centre line

محور، خط محوری، خط مرکزی، خط میانی

centring

قالب هلالی تونل، داربست تاق

centroid

گرانیگاه سطح، مرکز سطح

ceramics

سرامیک، سفال، سفالین، لعابی

certificate

گواهی، تصدیق، گواهی‌نامه، تأییدیه، اجازه کتبی، جواز، پروانه، گواهی صادر کردن، جواز دادن، پروانه صادر کردن

صفحه  71  از  445