در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

captive a/

اسیر، محبوس، زندانی، اجباری، ناگزیر

capture

توقیف، ضبط، اسیر کردن، تصرف کردن، ذخیره کردن (کامپیوتر)

car

ماشین، خودرو، اتومبیل، سواری، واگن (قطار)، اتاقک (بالون، آسانسور)، گاری

car (adapted)

خودروی سازگار شده، خودروی تغییر یافته

car (dual control)

خوروی دارای کنترل مضاعف، خودروی دارای سیستم کنترل مضاعف (مانند خودروهای آموزش رانندگی)

car (estate)

خودروی خانوادگی، خودروی استیشن

car (hire)

خودروی اجاره‌ای، خودروی کرایه‌ای

car (radio)

خودروی رادیو کنترل، تاکسی تلفنی، اتومبیل بی‌سیم‌دار

car commuters

مسافران رفت و برگشتی با اتومبیل شخصی

car inspection

بادید اتومبیل، بازرسی اتومبیل، معاینه اتومبیل

صفحه  63  از  445