در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

call

صدا، آوا، پیام، خبر، تلفن، دعوت،‌ احضار، فراخوانی، ملاقات، دیدار، درخواست، تقاضا، صدا زدن، نامیدن، نام‌گذاری کردن، احضار کردن، خبر دادن، تلفن کردن، مطرح کردن (دعوا در دادگاه)

call box

کابین تلفن، باجه تلفن

camber

شکم‌دادگی، پیش‌خیز، خیز معکوس

camber arch

قوس هلالی، قوس کم‌خیز، تاق کم‌خیز

camion

کامیون، ماشین باری

camp

اردوگاه، کمپ، پناهگاه موقت

campaign

عملیات، اقدامات، فعالیت‌ها، اقدام کردن، در عملیات شرکت کردن

campaign (prevention)

فعالیت پیشگیرانه، فعالیت سازمان‌یافته به منظور پیشگیری

camshaft

محور بادامک، میل سوپاپ

canal

کانال، آبراهه، آبگذر، نهر

canalization

کانال‌سازی، احداث جوی، آبراهه‌سازی، شبکه آبراهه‌ها، شبکه کانال‌ها

candela

شمع (واحد استاندارد بین‌المللی شدت نور)

candidature

کاندیداتوری، نامزدی، داوطلبی

canopy

سایبان، قبه تزیینی، آسمانه، سر سایه

cant [bend]

دوِر، بر بلندی، شیب عرضی یکسره، پخی، اریب

cantilever

طره، سر آزاد (تیر، خرپا)، کنسول، سگدست، پیشاویز

cap

کلاهک (معمولاً بالاترین عضو هر عنصر معماری عمودی)، لایه روکش، سرپوش، درپوش

«‹ ۵۹  ۶۰  ۶۱ ۶۲ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۶۱ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰