در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
built – up area exit sign
تابلوی خروجی منطقه ساخته شده (شهری)
bulb
لامپ ، حباب چراغ
bulb failure [USA]
لامپ سوخته [اصطلاح آمریکایی]
bulb for traffic light [USA]
لامپ چراغ راهنمایی [اصطلاح آمریکایی]
bulb matrix
مجموعه لامپ، ماتریس لامپ
bulk
اندازه، حجم، قسمت عمده، بخش اصلی
bulk density
چگالی ظاهری، وزن مخصوص ظاهری
bulk density (loose)
وزن مخصوص ظاهری در حالت غیر متراکم
bulk mud
گل فلّه
bulk reservoir volume
حجم کلّ مخزن
bulk specific gravity
وزن مخصوص حجمی
bulkhead
سپر، دیوار ساحلی، دیواره، تیغه (قالببندی بتن)، آبگردان
bulkheading
تیغهکشی، جداربندی
bulkiness (vehicle)
راهبندان
bulking
تورم، بادکردن (ماسه، خاک)
bulky waste
زباله جاگیر، زباله انبوه
bull nose
توپک انتهای لوله
bull plug
در پوش سرگرد
bull plug adapter
تبدیل فشار قوی
bull pump
تلمبه ساقه یی
bull quartz
کوآرتز دودی
bull rod - deill pipe - drilling pipe - drill rod - drill stem
لوله حفاری
bull rope
کابل چرخ اصلی
bull wheel
چرخ لوله گذاری
bull wheel brake band
تسمه ترمز چرخ اصلی
bull wheel post brace
بست چرخ لوله گذاری
bulldozer
بولدوزر
bulldozing
آماده کردن زمین با بولدوزر
bullet perforating - gun perforating
مشبک کاری گلوله یی
bullet perforator - gun perforator -
تفنگ مشبک کاری
bullet train
قطار سریعالسیر
bullion van
ماشین ویژه حمل پول
bump
برآمدگی، دستانداز، ناهمواری
bump (speed)
سرعتگیر
bump integrator
دستگاه اندازهگیری (سنجش) ناهمواری
bumper
سپر، ضربهگیر
bumpy road
راه ناهموار، جاده پردستانداز
bunch [vehicle]
گروه، دسته [وسایل نقلیه]
bunching
حرکت گروهی
Bundled Lease
بسته کامل اجاره
bungalow
خانه یک طبقه، خانه ویلایی
bunkering
سیلو کردن
buoyancy chamber
مخزن توازن
buoyancy compartment
محفظه توازن
buoyancy control room
اتاق فرمان توازن
burden
بار، سنگینی، فشار (مشکلات، مسؤولیتها)، ظرفیت، گنجایش (کشتی)، سربار (خاک)
burden of proof
مسؤولیت اثبات ادعا
bureau
اداره، دایره، دفتر کار
bureau of public roads
اداره راههای دولتی
buried cable
کابل زیرزمینی، کابل مدفون
buried joint [bridge]
درز مدفون[پل]
buried loop
حلقه مدفون
burlap
کرباس
burn v a bit
حفاری سریع
burst
منفجر کردن، ترکیدن، فوران کردن، شکستن
burst tyre
لاستیک ترکیده
bury barge
دوبه لوله خاک کنی
bus
اتوبوس، اتوبوس سوار شدن، با اتوبوس بردن
bus (articulated)
اتوبوس مفصلی، اتوبوس آکاردئونی
bus (compact)
اتوبوس با سقف کوتاه
صفحه 56 از 445