در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

bucket

سطل، دلو، جام (بیل مکانیکی و لودر)، منحنی پای سرریز (برای گرفتن ضربه آب)، خروجی آب در توربین، قوس پیوند

buckling

کمانش، خمش تحت فشار، کمانه کردن

budget

بودجه، حساب دخل و خرج، هزینه، بودجه تنظیم کردن، بودجه‌بندی کردن، پس‌انداز کردن، پول کنار گذاشتن، منظور کردن، در نظر گرفتن (بودجه)

buffer storage

بخشی از حافظه (RAM) که برای ذخیره‌سازی موقت داده‌هایی که در انتظار ارسال به اجزای دیگر کامپیوتر می‌باشند، به کار می‌رود.)

builder

سازنده، معمار، بنّا، بنیان‌گذار، مؤسس

builder's skip

نوعی محفظه روباز بزرگ مخصوص نگهداری مصالح ساختمانی یا جابجایی و دفع نخاله‌های ساختمانی که می‌تواند توسط یک وسیله نقلیه جاده‌ای (کامیون) حمل شود.

building

عمارت، ساختمان، بنا، ساختمان‌سازی، ساخت‌وساز

built – up area exit

محل خروج از منطقه ساخته شده، خروجی منطقه ساخته شده (شهری)

صفحه  55  از  445